وقار در قاب رنگ | درباره «جاشوا رینولدز» که شأنی تازه به پرتره داد

  • کد خبر: ۳۹۴۶۲۹
  • ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۳
وقار در قاب رنگ | درباره «جاشوا رینولدز» که شأنی تازه به پرتره داد
اگر امروز در برابر یک پرتره می‌ایستیم و از خود می‌پرسیم «این تصویر چه می‌گوید؟»، بخشی از پاسخ را مدیون هنرمندی هستیم که وقار را به قاب رنگ سپرد. به بهانه سالروز درگذشت جاشوا رینولدز نقاش انگلیسی، یکی از بنیانگذاران و اولین رئیس آکادمی سلطنتی هنر انگلستان، با این هنرمند بیشتر آشنا می‌شویم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ جاشوا رینولدز هنرمندی بود که میان مشاهده و ایده پلی زد. او با تأسیس نهاد آموزشی، با نگارش نظریه و با آفرینش پرتره‌هایی که شأن انسانی را به نمایش می‌گذاشتند، جایگاه نقاشی را ارتقا داد. او نه فقط تصویر می‌کشید، بلکه «اعتبار» می‌آفرید؛ برای اشراف، برای هنرمندان و حتی برای خود نقاشی. در انگلستان سده هجدهم، جاشوا رینولدز با ترکیب هنر کلاسیک و مدرن، پرتره را از اتاق‌های خصوصی به تالار‌های عمومی برد و به آن مقام «هنر والا» بخشید.

از «دوون» به «رم» و شکل‌گیری یک نگاه

رینولدز در سال ۱۷۲۳ میلادی در دوون انگلستان به دنیا آمد و در جوانی رهسپار ایتالیا شد؛ سفری که برای نسل او حکم دانشگاه داشت. در رم، ونیز و فلورانس با آثار رافائل، میکل‌آنژ و تیسین روبه‌رو شد و به این باور رسید که نقاشی بزرگ، تنها ثبت شباهت نیست؛ باید «ایده» داشته باشد. همین مواجهه با میراث رنسانس و باروک، بعد‌ها در نظریه و عمل او به صورت «سبک والا» (Grand Style) تبلور یافت: بزرگ‌نمایی شأن انسانی از رهگذر ترکیب‌بندی سنجیده، نورپردازی دراماتیک و ارجاع‌های تاریخی.

در ۱۷۶۸، با تأسیس آکادمی سلطنتی هنر‌های انگلستان، رینولدز به عنوان نخستین رئیس آن برگزیده شد. او در «گفتارها»‌ی خود برای دانشجویان، بر مطالعه هنر استادان کهن و پیوند میان طبیعت و ایده تأکید می‌کرد. از نظر او، نقاش باید از مشاهده طبیعت آغاز کند، اما در آن متوقف نماند؛ باید از دل واقعیت، به نظمی آرمانی برسد. این نگاه، پرتره‌های او را از سطح شباهت ظاهری فراتر برد و به آنها کیفیتی تمثیلی بخشید.

در آثاری، چون «خانم سیدون در قامت الهه‌ی تراژدی»، بازیگرِ نامدار نه فقط یک چهره، که تمثال «تراژدی» است؛ با ژستی باشکوه، نگاهی فراتر از زمان و فضایی که یادآور نقاشی‌های تاریخی است. یا در «عصر معصومیت» کودکی تنها، به نمادی از معصومیت بدل می‌شود؛ ترکیبی از سادگی، نور نرم و پس‌زمینه‌ای شاعرانه.

وقار در قاب رنگ| جاشوا رینولدز و تولد شأن تازه‌ای برای پرتره

پرتره به مثابه روایتِ منزلت

رینولدز مشتریان پرشماری از طبقات بالای جامعه داشت؛ اما آنچه او را متمایز می‌کرد، توانایی‌اش در روایت منزلت بود. لباس، ژست، نگاه و حتی منظره پس‌زمینه، همه در خدمت ساختن داستانی درباره سوژه قرار می‌گرفت. او گاه ارجاع‌هایی پنهان به اسطوره و تاریخ می‌داد تا شأن فرد را در افقی گسترده‌تر بنشاند. بدین‌سان، پرتره دیگر تنها تصویر یک فرد نبود؛ بازنمایی ایده‌ای از «انسان والا» بود.

رینولدز در لندن با محافل ادبی رفت‌وآمد داشت و با چهره‌هایی، چون ساموئل جانسون و اولیور گلدسمیت هم‌نشین بود. این هم‌صحبتی‌ها بی‌تأثیر بر نگاه نظری او نبود. همان‌گونه که جانسون در نثر، به وقار و استدلال شهره بود، رینولدز نیز در تصویر به دنبال وقار و معنا می‌گشت. پیوند ادبیات و نقاشی در قرن هجدهم انگلستان، به شکل‌گیری زبانی مشترک برای «کلاسیک‌گرایی نو» کمک کرد؛ زبانی که در آن، اخلاق و زیبایی به هم می‌رسیدند.

وقار در قاب رنگ| جاشوا رینولدز و تولد شأن تازه‌ای برای پرتره

تکنیک، تجربه و جسارت

رینولدز در کار با رنگ و لایه‌گذاری جسور بود و گاه برای رسیدن به درخششی خاص، از ترکیب‌های نامتعارف بهره می‌گرفت؛ امری که بعد‌ها در برخی آثارش به آسیب‌های فنی انجامید. با این همه، همین روحیه تجربه‌گر، به پرتره‌هایش کیفیتی زنده و پویا بخشید. نور در آثار او اغلب چهره را برجسته می‌کند و پس‌زمینه را در سایه‌ای شاعرانه فرو می‌برد؛ گویی صحنه‌ای تئاتری پیش چشم ماست.

میراث ماندگار

رینولدز در ۱۷۹۲ درگذشت اما میراثش در آموزش رسمی هنر و در ارتقای جایگاه پرتره باقی ماند. او نشان داد که نقاشی چهره می‌تواند هم‌سنگ نقاشی تاریخی باشد، اگر حامل ایده و شأن باشد. نفوذ او بر نسل‌های بعدی نقاشان بریتانیایی، از گینزبورو تا هنرمندان سده نوزدهم، انکارناپذیر است؛ حتی آنانی که با «سبک والا»‌ی او موافق نبودند، ناگزیر با آن گفت‌و‌گو کردند.

وقار در قاب رنگ| جاشوا رینولدز و تولد شأن تازه‌ای برای پرتره

رینولدز در ایران

نام رینولدز برای مخاطب عام ایرانی شاید به اندازه نقاشان رمانتیک یا امپرسیونیست آشنا نباشد، اما در متون تاریخ هنر غرب و درس‌گفتار‌های دانشگاهی جایگاهی روشن دارد. ترجمه‌های فارسی تاریخ هنر، به‌ویژه آثاری که به سده هجدهم و شکل‌گیری آکادمی‌ها می‌پردازند، به نقش او در تثبیت آموزش رسمی هنر اشاره کرده‌اند. در فضای هنری ایران نیز، بحث «پرتره به مثابه بیان شأن اجتماعی» موضوعی است که می‌تواند در پرتو تجربه رینولدز دوباره خوانده شود؛ به‌خصوص در زمانه‌ای که تصویر، بیش از هر دوره‌ای در گردش عمومی است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.